محمد مهريار
493
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
گذشته از اين آثار باقىمانده كه نمونهء آن به وصف آمد ، در اين ديه اثر ديگرى از قدمت باقى است و آن لهجه و زبان خاصى است كه در اين ديه و ساير ديههاى اطراف آن مورد تكلم است . در اينباره بايد اجمالا بگوييم كه در ديههاى شمال اصفهان ، از يكى دو ديه برخوار گرفته تا حدود نايين همچنان در شرق و شمال و جنوب ، لهجه و زبان خاصى رايج است كه به لهجهء گزى يا برخوارى نامبردار شده و با لهجه و زبان يهوديان اصفهان و زبانهاى رايج در جلگهء اردستان شامل لهجهها و زبانهاى اردستانى ، نطنزى ، جوشقانى و قهرودى و ابيانهاى پيوند بسيار نزديك دارد . بعضى از اين زبانها مستقل مىباشد ، مثل قهرودى و نطنزى و اردستانى و زفرهاى و بعضى از آنها نيمزبان است و به صورت لهجهء رايج مىباشد كه متأسفانه جز برخى از آنها بقيه مورد توجه و تحقيق قرار نگرفته است . اين زبان ، همانطور كه اشاره رفت ، در رويدشت و جرقويه و ديههاى اطراف ديه موردنظر ما رايج است و قدمت و سابقهء تمدن اين نواحى را نشان مىدهد كه ما محض اختصار به توضيح و تشريح آن نمىپردازيم . واژهشناسى : تركيب كلمه ، همان است كه در « سهر » گذشت . يعنى اين واژه تغيير شكل يافتهء كلمهء « سرخ » است كه ابتدا به صورت « سخر » درآمده و بعد صورت حاضر « سرخ » را پيدا كرده است و مىدانيم كه سوخرا نام يكى از سرداران بزرگ ساسانى است و اساسا در تركيب اسمهاى قديم حرف « ف » و « خ » جاى خود را عوض مىكند . مثلا « ژفر » اوستايى مىشود « ژرف » و « وفر » اوستايى مىشود « برف » و به اين صورت « سخر » مىشود « سرخ » . در تركيب سهران ، واژه مركب از دو جزء « سهر » ( معادل سرخ ) و « ان » پسوند كثرت و اتّصاف است . يعنى محلى كه منسوب به « سرخ » و متّصف به « سرخ » است . سهرانچى Sohr nc ? i سهرانچى نام صحرايى است از بلوك ماربين اصفهان و چسبيده به قريهء ولدان . در تلفظ عامه اين كلمه سورانچى تلفظ مىشود ولى پيداست كه صحيح اين واژه همان سهرانچى است و در دفاتر جزء جمع مالياتى نيز همينگونه از آن ياد شده است . چون ساختمان و دهكدهاى ندارد ، از فهرست آمار مركز آمار ايران حذف شده است و ما هم به تفصيل در آن باره نمىپردازيم . همينقدر مىگوييم كه صحرايى است بسيار دلكش و با صفا و زمين آن نيز